تبليغاتX
خاطرات و خطرات

خاطرات و خطرات

سخنی تازه بگو تا که جهان تازه شود...

پاسخ به چند پرسش

عید قربان بر همگان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 23:20  توسط محمد  | 

نسب در لقاح مصنوعی

نسب در لقاح مصنوعی و رحم اجاره ای
 

 

 

چكيده :

اميد به بقاء و ادامه نسل در تمام قرون براي انسانها امري فطري است . اين امر در حقيقت يك نوع كمال براي انسان محسوب مي شود . امروزه پيشرفتهاي علمي سبب شده است كه بسته شدن نطفه انسان راه شناخته شده ( آميزش ) امكان پذير گردد و لقاح خارج از رحم با توليد انسان بيرون از رحم . بدون آميزش مشروع و يا مشروع و همچنين توليد درون رحمي انسان از طريق كاشتن يا تلقيح از مسائل نو خاسته اي است كه به اقتضاي پيشرفت زمان و دگرگوني هاي علمي مطرح شده است . با توجه با اين پيشرفتها تحقيق حاضر درباره دگرگوني هاي باروري و حكم شرعي آن و همچنين نسب قانوني با طبيعي آنها مي پردازد مشروعيت موضوع فرزند دار شدن با دخالت عاملي به نام اسپرم ( مني ) بيگانه يا تخمك ( اوول ) بيگانه با توجه به آيات در روايات و قواعد فقهي مورد بحث قرار مي دهد و بر آن است كه بتواند حكم كلي از اين در مورد نسب در چنين حالتي را مورد بررسي و كنكاش قرار بدهد . 

 

واژه كليدي :

تلقيح مصنوعي ، نطفه ، تخمك 

 



مقدمه :

همگام با گسترش حوزه دانش بشري و ظهور دستاوردهاي نو در قلمرو علوم تجربي ، مسائل و موضوعات پيچيده فقهي و حقوقي نيز پديدار آمده است و راه حل هاي مناسب خويش را مي طلبند . فقه اماميه با برخورداري از اصل اجتهاد توانايي رويارويي با مسائل نو پيدا و ارائه بهترين راه حل هاي مناسب را دارا است تلقيح مصنوعي نيز يكي از مسائل نوپيدا است كه پيشرفت دانش پزشكي آن را در عرصه فقه و حقوق كشانده است و از آنجا كه قوانين و مقررات حقوقي ماريشه در احكام مذهبي دارد ، هيچ حقوقدان و انديشمندي در دانش حقوقي نمي تواند بدون بهرمندي از اين منابع عظيم در جهت قانوني كردن چنين مسائلي جديدي گامي بردارد بلكه نخست بايد فقها جواز شرعي آن را تاييد و حكم تکلیفی آن را روشن كنند سپس به صورت مواد قانوي در آيد كه در صورت اول اين كار بر عهده فقيهان و مراجع عظيم الشان است كه بتواند با توجه به آيات و روايات صحيحه بتواند حكم آن استنباط نمايند و بتواند و در مرحله بعد حقوقدانان و ديگر انديشمندان بتوانند در مرحله وضع چار چوب قانوني آن تلاش نمايند . و اهدافي كه اينجانب را به سمت گرد آوري اين تحقيق سوق داد اين است كه با استفاده از نظرات و مباحث مطرحه شده در ياب تلقيح مصنوعي و نسب در اين نوع تولد هم در فقه و حقوق جايگاه ويژه آن را بررسي نموده و بتوانم ديدگاههاي موافق و مخالف اين موضوع مسحدثه در فقه و حقوق را گرداوري و گامي در جهت دفع ابهامات خود بردارم و در دو بخش فقهي و حقوقي به ارائه يا فقها و بررسي ها خواهم پرداخت . 

سوالاتی که در مورد طرح مطرح می شود این است که : 

1- فقه مترقی و پویای امامیه تلقیح مصنوعی را تجویز می کند ؟

2- آیا فقه امامیه می تواند به تمام مسائل و مشکلات در این باره پاسخ در خور توجه ارائه دهد ؟

3- آیا زن و شوهر مشروع می توانند از این طریق باردار شود با استفاده از منی و تخمک خود ؟

4- آیا فقه امامیه گرفتن منی بیگانه و داخل کردن آن را در رحم زن بیگانه که هیچ گونه رابطه ای بین آنها وجود ندارد را تجویز می نماید ؟

5- آیا نسب در این گونه تولدها مشروع است یا نا مشروع ؟

6- آیا حقوقدانان می توانند همدوش فقها نظرات و راه حل های جدیدی ارائه دهند ؟

و اولین سوالاتی که مطرح شده است چار چوب این تحقیق را تشکیل می دهند و در این تحقیق سعی می شود تا آنجا که ممکن است به این سوالات جواب داده شود . در عرصه فقه مراجع و مجتهدانی بزرگ همچون حضرت آیت اله بروجردی ، امام خمینی ، آیت اله خوئی ، آیت اله محمد تقی بهجت و دیگر مراجع توانسته اند حکم تکلیفی تلقیح مصنوعی را استنباط نمایند و برای عموم مردم جواز و عدم جواز انها را تشریح و تبیین نموده اند و دکتر مرحوم سید حسن امامی در قالب حقوق خانواده – دکتر کاتوزیان و دکتر صفایی و آقای صمد امری به تحقیق و پژوهش در این زمینه دست زده اند و توانسته اند با استفاده از استنباط فقها به ارائه نظرات جدید و نوینی در عرصه تلقیح مصنوعی ارائه نموده اند که بسیار مفید و سودمند هم برای حقوقدانان و هم دیگر دانش پژوهان در عرصه جامعه شناسی و خانواده هستند . 

ارائه فرضیه :

با توجه به شناخت کمی که از فقه و حقوق اسلامی و ایرانی دارم این فرضیه ها مطرح می شود 

1) با توجه به مترقی و پویا بودن باب اجتهاد در فقه امامیه لقاح مصنوعی جایز است .

2) با عنایت به اینکه یکی از عوامل مستحدثه احتمال می رود که فقه نتواند در تمام جوانب پاسخ روشنی ارائه دهد . 

3) گرفتن اسپرم و تخمک از مرد و زن مشروع جایز است و نسب در این نوع لقاح نسب مشروع و قانونی است . 

4) احتمال می رود که فقه امامیه و حقوق این عمل را مشروع و جایز تلقی نکند و از مصادیق زنا به شمار آید 

5) در اسپرم و تخمک مرد و زن مشروع نسب مشروع و ملحق به زن و شوهر است ( پدر و مادر ) و در تخمک و اسپرم بیگانه نسب مشروع و قانونی وجود ندارد . 

6) بر اساس اینکه از مواردی است که در فقه و حقوق تازگی دارد مباحث حقوقی نظریات مختلفی وجود ندارد . 

تاریخچه :

تلقیح مصنوعی به شکل علمی پدیده ای نسبتا جدید و زاییده دانش امروز بشری است این پدیده موانع بارداری را مرتفع کرده در تولید نسل کمک شایسته ای به انسان عرضه می دارد . دانش پزشکی این توان را پیدا کرده که بتواند به وسیله تلقیح مصنوعی بسیاری از نواقص و عیوب زن و مرد را تولید نسل جبران کند . این عمل اولین بار به منظور اصلاح نژاد و تکثیر نسل حیوانات اهلی به کار رفته شده بود و اولین آزمایش توسط یکی از دانشمندان آلمانی به نام (لدویگ جاکوبی ) در سال 1765 بروی ماهی ها انجام داد[1] و سپس دانشمندان در سال 1799 در انگلستان و در سال 1866 میلادی در ایالات متحده آمریکا در سال 1868 در فرانسه و در بیمارستان نیویورک سیتی آزمایش خود را انجام داده اند . ده سال بعد یکی از دانشمندان فرانسوی گزارش داد که از بین 72 زنی که تلقیح مصنوعی روی آنها انجام گرفته 41 مورد پاسخ مثبت یافته و باردار گردیده اند و از این سال به بعد این موضوع مورد توجه علما و دانشمندان پزشکی قرار گرفت و تا به امروز دستاوردهای بی شماری را به بار آورده است.

 

 

 

تعریف لقاح (تلقیح مصنوعی ) :

 لقاح در لغت به معنای آبستن شدن و تلقیح به معنی آبستن کردن است و معنی اصطلاحی آن از معنی لغوی آن مطابقت نموده و اصطلاحا تلقیح مصنوعی عبارتست از داخل کردن نطفه مرد در رحم زن به وسیله آلات پزشکی یا هر وسیله دیگر غیر از مقاربت و نزدیکی و سه نوع قابل تصور است 

1- بستن نطفه و لقاح منی مرد و تخمک زن در داخل رحم به وسیله ابزار جدید پزشکی . منی مرد یا تخمک زن را و یا هر دو در فضای داخل رحم قرار داده می شود و با لقاح این نطفه طفل بسته می شود 

2- بستن نطفه و لقاح منی در خارج از رحم انجام می شود و آنگاه نطفه بارور شده به وسیله ابزار جدید در درون رحم قرار می گیرد و در درون رحم کاشته می شود . 

3- بستن نطفه و مراحل رشد آن تا موقع انسان کامل شدن در بیرون از رحم انجام می گیرد . 

دراین بخش جایگاه فقهی تلقیح مصنوعی رامورد بررسی قرارمیدهیم:

 ودراین بخش دوبحث قابل تصور است  

  1- مواردی که درآن نقطه زوج به زوجه قانونی وشروع خود تلقیح می شود .نسب آن طفل متعلق به زوج وزوجه است یا نه 

2- مواردی که در آن نطفه مرد بیگانه به زن اجنبی تزریق می شود و بالعکس

فصل اول –مواردی که در ان نطفه زوج به زوجه قانونی و مشروع خود تلقیح میشود . ونسب طفل متعلق به زوج وزوجه است یا نه  

در این مورد اگر تلقیح مصنوعی به وسیله تزریق نطفه شو هر به همسر قانونی وشرعی صورت گیرد این عمل مشروع وجایز است و در این خصوص هیچ ابهامی وجود ندارد به شرط اینکه جهات شرعی در این خصوص رعایت شود یعنی این کار سبب انجام فعل حرام نشود مانند التذاز یا لمس عورت که در این صورت لمس عورت توسط غیر زوج یا زوجه جایز نیست نه اینکه تلقیح جایز نباشد دلایل این دسته از فقها که غالب فقها هستند عبارت است از :

1- این است که نطفه از اسپرم مرد وهمسر شرعی بسته شده و تنها راه لقاح از راه معمول نبوده است و دلیلی بر حرام بودن این شیوه وجود ندارد 

2- اصل برائت و عقل نیز بر جایز بودن این عمل دلالت میکند زیرا منع شرعی در آیات وروایات دراین

خصوص وجود ندارد بنا بر این طفل متولد شده از این طریق طفل شرعی زوج و زوجه می باشد و کلیه اثار طفل حاصل از نزدیکی طبیعی از جمله نسب وجود دارد وطفل ملحق به زوج و زوجه است وپدر و مادر شرعی طفل محسوب می شود و کلیه احکام شرعی بر آنها بار می شود وذیل به چند تا از فتوای معتبر اشاره می کنیم .

1-آیت اله خوی . تلقیح مصنوعی . تلقیح زن به نطفه شوهرش جایز است بله اگر این عمل توسط غیر شوهر انجام شود و در اثر ان مس یا نظر به آلت تناسلی زن لازم آید جایز نخواهد بود و حکم ولد حاصل از این عمل نیز بدون هیچ تفاوتی مانند سایر اولاد زوجین خواهد بود

 2-حضرت امام خمینی .تلقیح مصنوعی .نطفه مرد به زوجه اش بدون اشکال جایز است .اگر چه احتراز از حصول مقدمات حرام مثل اینکه تلقیح کننده بیگانه باشد یا تلقیح مستلزم نگاه کردن به آنچه که نظر به ان جایز نیست و واجب است پس اگر فرض شود که نطفه به صورت حلالی خارج شود و زوج ان را به زوجه اش تلقیح نماید و از ان فرزندی پیدا بشود فرزند آنها می باشد همان طوری که با جماع متولد شود بلکه اگر تلقیح از نطفه مرد به زوجه اش به صورت حرام واقع شود مانند اینکه بیگانه تلقیح نماید یا منی را به طور حرام در آورد فرزند .فرزند انها می باشد اگر چه به جهت ارتکاب حرام گناهکار باشد 

  3استفتااز حضرت آیت اله خامنه ای . در جواب سوالی که پرسیده شد که الف -ایا لقاح مصنوعی در صورتی که اسپرم وتخمک از زن و شو هر شرعی باشد جایز است .ب. بر فرض جواز ایا جایز است که کار توسط پزشک نا محرم صورت بگیرد .وآیا فرزندی که از این طریق به دنیا می آید ملحق به زن وشو هر است که صاحب اسپرم و تخمک هستند ج.بر فرض که عمل مذکور فی نفسه مجاز نباشد ایا موردی که نجات زندگی زنا شوی متوقف بر ان باشد از حکم عدم جواز استثنا میشود 

ايشان در جواب بيان فرمودند : الف ) عمل مذكور في نفسه اشكالي ندارد ولي واجب است از مقدمات حرام مانند لمس كردن و نظر اجتناب شود ب ) كودكي كه از اين طريق متولد مي شود ملحق به زن و شوهر است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند ج ) گفته شده كه عمل مذكور في نفسه جايز است . 

بنابراين با توجه به فتواي معتبر ( البته اكثريت فقهاي اماميه اين عمل را مشروع مي دانند . در ملحق شدن طفل متولد شده از لقاح مصنوعي به زوج و زوجه (پدر و مادر ) شكي وجود ندارد چه صاحبان اسپرم و تخمك زوج و زوجه شرعي هستند و هيچ گونه عمل خلاف شرعي صورت نمي گيرد و فقط در اين عمل به جاي مقاربت از وسايل پزشكي استفاده مي شود بنابراين نسب طفل نسب پدر و مادر شرعي خود مي باشد و داراي كليه حقوق و تكاليف شرعي از جمله حضانت – ارث – نسب مي باشد . 

2) فصل دوم : مواردي كه در آن نطفه مرد بيگانه به زن اجنبي تزريق شود و بالعكس در اين مورد كه نطفه مرد بيگانه زن اجنبي تزريق شود اختلافات زيادي بين فقها وجود دارد . 

بعضي از فقها كه اكثر يت فقهاي اماميه را تشكيل مي دهند مخالف اين عمل هستند با استناد به آيات و روايات ذيل 

1) و الذين هم لفروجهم حافظون

و آنان كه اندام خود را از شهرت راني نگه مي دارند . 

2) قل للمومنين يغضوا من ابصرهم و يحفظو فرجهم ذالك ازكي لهم ان الله خبير بما يصغون

اي رسول ما مردان مومن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را از كار زشت زنان محفوظ دارند كه اين بر پاكيزگي جسم وجان شما اصلح است البته خداوند به هر چه كنيد آگاه است . 

3) و الذين هم اخرجهم حفظون الاعلي ازواجهم اوملك ايمانهم فانهم غير ملومين فمن انتغي وراء ذالك فاولئك هم تعادون 

آنان كه اندامشان را از عمل حرام نگه دارند مگر بر جفت هايشان يا كنيزان مالكي متصرفي آنها كه هيچ گونه ملامتي در مباشرت اين زنان بر آنها نيست و كسيكه غير اين زنان حلال را به مباشرت طلبيد البته ستمكار و تعدي خواهد بود . 

از آيات كريمه قرآن هنگامي كه از نگاه سخن به ميان مي آيد حرف تبعيض (من ) آورده مي شود تا معلوم گردد برخي از تگاه ها حرامند ولي هنگامي كه از حفظ خروج سخن به ميان مي ايد حرف تبعيض حذف مي شود و متعلق حفظ آن نيز بيان مي شود . پس برابر قاعده كه حذف متعلق ، مفيد عموم است حفظ خروج در مردان و زنان به كلي و به صوورت يك اصل اساسي و عمومي واجب است لذا مقتضاي آيات كريمه لزوم حفظ فرج از هر چيزي است خواه ورود نطفه از طريق زنان باشد يا از طريق ساير مقاربت هاي غير مشروع يا اينكه به وسيله ابزار آلات پزشكي تلقيح مصنوعي صورت پذيرد.

روايات :

1)علي ابن سالم از امام صادق (ع) روايت مي كنند شديد ترين عذاب درروز قيامت عذاب مردي است كه نطفه خود را در رحم زني نامحرم بريزد.

2)امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) نقل مي كند درميان كارهاي كه بني ادم انجام مي مي دهد كاري بدتر وگرانتر بر خداوند عزوجل از كشتن پيغمبر و امام خراب كردن كعبه كه خداوند ان را براي بند گانش قبله قرار داده است ريختن مني توسط مرد در رحم زني بطوري كه حرام است 

اين حديث نيز همانند روايت قبلي حكايت ازان دارد كه قراردادن مني دررحم زن ازراه حرام حرمتي است مستقل وجدايي ازحرام بودن آميزش بااوضمن اين حديث به دليل سياقش داراي عموم است وتمام مواردي كه مباح نشده باشد در بر مي گيرد در در نتيجه هر نوع افراق مني در رحم زن اجنبي گناه كبيره و حرام است[13] در ذيل به چند تا استقتاتات و فتواي معتبر فقهي مي پردازيم 

1) تلقيح يا نطفه غير زوج جايز نيست خواه زن شوهر دار باشد يا نه با خروج زوجه به آن راضي باشد يا زن از محارم صاحب نطفه باشد مادر يا خواهرش يا نه .

2) جایز نیست نطفه مرد بیگانه را در رحم زنی وارد کنند خواه با اجازه زن باشد یا نه و خواه شوهر داشته باشد یا نه و خواه شوهرش اجازه بدهد یا نه هر گاه چنین کنند و بچه ای متولد شود اگر به طور شبهه انجام شده باشد مثل اینکه گمان می کرد زن خود اوست و زن گمان می کرد نطفه شوهر اوست و بعد معلوم شود چنین نبوده در این صورت بچه متعلق به آن مرد و زن است و تمام احکام فرزند را دارد ولی اگر این کار از روی علم و عمد انجام گیرد بچه ای که متولد می شود فرزند آنها محسوب نمی شود و احکام ارث و مانند آن را ندارد اما اگر بچه دختر باشد صاحب آن نطفه نمی تواند با او ازدواج کند و اگر پسر باشد با مادر نمی تواند ازدواج کند و همچنین در مورد سایر مسائل مربوط به ازدواج

3) بنابر احتیاط واجب داخل نمودن منی مرد اجنبی در رحم زن اجنبه – زنی که همسر آن مرد نیست – جایز نیست چه با اجازه باشد یا نه و چه شوهر داشته باشد یا نه و چه با اجازه شوهر او باشد یا نباشد . 

بنابر این بر اساس این استفتاتات و فتوا اگر شخصی بیگانه ای منی ( اسپرم ) خود را در داخل رحم بیگانه ای که هیچ گونه رابطه زوجیت بین آنها وجود ندارد جایز نیست و طفلی که متولد می شود (1) اگر از روی عمد منی خود را در داخل رحم زن بیگانه قرار دهد ( هر دو زن و مرد ) علم و آگاهی داشته باشتد ( زوج و زوجه علم داشته باشند که اسپرم و تخمک از آنها نیست ) طفل متولد شده هیچ گونه نسبتی با زوج یا زوجه نخواهد داشت و هیچ گونه (نسبی ) در میان نخواهد بود زیرا شرایط نسب وجود ندارد (2) اما اگر زوج یا زوجه نسبت به آن شبهه داشته باشند مثلا زن تصور کند که منی از شوهر خودش است یا اینکه مرد تصور کند که این زن زن خود اوست در این صورت طفل متولد شده نسبت به کسی که شبهه وجود داشته است ملحق می شود و در صورت شبهه هر دو ملحق به هر دو و نسب وی به پدر و مادر است . 

نظر موافقان تلقیح مصنوعی با استفاده از اسپرم بیگانه یا تخمک بیگانه و نسب در آن 

این گروه اعتقاد دارد که اولا آن طوری که بیان شده است در آیات قرآن کریم این است که این آیات دلالت بر این دارند که حفظ خروج فقط در مورد زنا است و حفظ و نگاه نگاه دیگر است بنابر این این آیات شامل تلقیح مصنوعی با اسپرم مرد بیگانه نمی شود و لذا تلقیح با اسپرم مرد بیگانه جایز است و فی نفسه اشکالی ندارد . 

دوما در مورد روایات هر دو روایت از لحاظ سندیت اشکال دارد مثلا علی بن سالم فردی مجهول است و بنابر این روایت ضعیف است و دوم قرار دادن و ریختن منی در رحم نا محرم هیچ ارتباطی با موضوع بحث ندارد چه آن که غلبه خارجی اقتضا دارد قرار دادن نطفه به آنچه متعارف است منصرف گردد یعنی ریختن نطفه از طریق مباشرت و مقاربت ( زنا )

بنابر این از نظر این فقها این عمل فی نفسه اشکالی ندارد و مباح است و در ذیل به یکی از استفتاتات می پردازیم :

سوال : آیا تلقیح مصنوعی مرد نامحرم به همسر مردی که که بچه دار نمی شود از طریق قرار دادن در رحم او جایز است 

جواب :تلقیح زن از طریقه نطفه مرد نا محرم فی نفسه اشکال ندارد ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن اجتناب شود و به حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید ملحق به شوهر زن نمی شود بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است

 البته هر چند مقام معظم رهبری در این استفتاء حکم به مباح بودن نطفه مرد بیگانه داده است اما در هیچ حالتی نسب طفل به شوهر زن نمی داند بلکه او را ملحق به صاحب نطفه می داند بنابر این با تصور چنین حالتی احتمال اختلال نسل و نسب وجود دارد و باعث سست شدن بنیاد خانواده می شود .
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 10:11  توسط محمد  | 

رحم اجاره ای

اجاره رحم یکی از روش های درمان ناباروری است که طی سال های اخیر در ایران گسترش پیدا کرده است.

زمانی که یکی از زوجین دچار مشکل باشد، ابتدا هر یک از آنان را که عامل اصلی ناباروری است تحت درمان قرار می دهند و سپس بعد از لقاح مصنوعی در آزمایشگاه و پس از گذشت سه روز، درست زمانی که جنین 6تا 8 سلولی است آن را در رحم مادر اجاره ای می گذارند که به او “مادر اجاره ای ” یا “مادر میانجی” می گویند . او فردی است که نه ماه تمام در وجود خود از کودکی نگهداری می کند که فرزند خودش نیست .

مادر میانجی به مفهوم تلقیح مصنوعی در رحم مادری است که حاضر می شود در قبال مقدار معینی پول، جنین زن و مرد دیگری را (متشکل از اسپرم و تخمک آن دو) در رحم خود به رشد و تکامل برساند و پس از تولد نوزاد، سرپرستی او را با حقوق تمام و کمال به والدین جدیدش بسپارد.

اجاره رحم در ایران

اجاره رحم، انتقال یک یا شمار بیشتری از جنین های ناشی از لقاح تخمک و اسپرم زوج نابارور به رحم یک زن دیگر است . در این حالت فرد اجاره دهنده رحم، تنها یک میزبان برای جنین است و از نظر ژنتیکی هیچ گونه مشارکتی با جنین حاصله ندارد.

کسانی که دست به این کار می زنند، همسرانشان بدون رحم هستند یا به دلایلی رحم شان با جراحی برداشته شده  یا اینکه به دلیل بیماریهای مختلف مانند دیابت، بیماری قلبی، فشار خون یا بیماریهای بدخیم توان حمل جنین را ندارند.

در حقیقت در اجاره رحم، اسپرم پدر با تخمک مادر در محیط آزمایشگاهی لقاح داده می شود و جنین حاصله در رحم زن دیگری که قابلیت بچه دار شدن را داشته باشد جایگزین می شود و نوزاد متولد شده ویژگی‌های ژنتیکی پدر و مادر خود را به ارث می برد بر اساس مقررات جاری کشور ایران فرزند تا 7 سال متعلق به مادر است و در آغوش او پرورش می یابد و رحمی که جنین را رشد می‌دهد مادر محسوب می شود. در نتیجه مادر می‌تواند حضانت طفل را تا موعد قانونی بر عهده بگیرد حتی اگر قراردادی فی‌مابین موجود باشد

رحم اجاره ای موجب محرمیت می‌شود.

از نظر فقهی نظر بسیاری از مراجع تقلید همچون آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی بر این است که رحم اجاره ای را موجب محرمیت می دانند

طبق نظر آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی : وقتی گفته می‌شود اگر نوزادی یک شبانه روز از زنی شیر بخورد به او محرم می‌شود پس رحم اجاره ای نیز به طریق اولی موجب محرمیت می‌شود چون پوست و گوشت و تمام وجودش با او آمیخته شده است.

اگر هم برای کسانی شبهه ایجاد شود به او می گوییم که آیا این فرزند پس از بلوغ می تواند با آن زن ازدواج کند؟ که جواب منفی است، پس رحم اجاره ای موجب محرمیت می‌شود.

همچنین طبق نظر ایشان، رحم اجاره ای حتی سبب می‌شود نوزاد با شوهر آن زن و قشری از فامیل هم محرم شود.

ايشان اظهار داشتند:

وقتي گفته مي‌شود اگر نوزادي يک شبانه روز از زني شير بخورد، به او محرم مي‌شود، پس رحم اجاره‌اي نيز به طريق اولي موجب محرميت مي‌شود، چون پوست و گوشت و تمام وجودش با او آميخته شده است.

آيت‌الله‌العظمي مکارم شيرازي افزودند: اگر هم براي کساني شبهه ايجاد شود، به او مي‌گوييم که آيا اين فرزند پس از بلوغ مي‌تواند با آن زن ازدواج کند، که جواب منفي است؛ پس رحم اجاره‌اي موجب محرميت مي‌شود.
ايشان تصريح کردند: رحم اجاره‌اي حتي سبب مي‌شود نوزاد با شوهر آن زن و قشري از فاميل هم محرم شود.

حكم به حليت رحم اجاره‌اي از سي سال پيش در رساله امام خميني (ره) داده شده و به تدريج با طرح مشكل ناباروري در خانواده‌‌ها، با تأييد شوراي نگهبان، مجوز قانوني به آن در ايران نيز داده شد.
با اين حال، موضوع چندان براي عموم مردم جا نيفتاده و همچنان اين موضوع در باور عمومي، چندان مشروع شمرده نمي‌‌شود.
اين در حالي است كه بنا بر‌ آمارها، يكي از دلايل اصلي طلاق و فروپاشي خانواده‌ها، ناباروري زنان است.

ناشناخته بودن موضوع رحم اجاره‌اي، حتي باعث شد تا پخش سريالي از شبكه اول سيما نيز موجب هجمه قرار گيرد و پس از فشارهاي جدي به مسئولان صدا و سيما، ‌بخش‌هاي پاياني آن دستخوش تقطيع  شود.

هر چند سريال «ساعت شني» با هدف فرهنگ‌سازي و معرفي موضوعي «رحم اجاره‌اي» تهيه شد، اما در بخش‌‌هاي پاياني، رنج‌هاي زني را با بازي تأثيرگذار بازيگر نقش مهشيد به تصوير كشيد كه ماه‌ها نوزاد پسري را كه مال خودش نيست، حمل كرده و به رغم ارتباط عاطفي، ناگزير از جدايي از اوست كه اين خود در واقع، نقدي به كاركرد رحم اجاره‌اي بود.

به نظر مي‌رسد فتواي آيت‌الله مكارم شيرازي درباه محرميت زن حامل با كودكي كه حمل كرده، بخشي از دستاورد‌هاي فقه پوياست كه مشكل اين گونه زنان و خانواده‌ها را حل مي‌‌كند.

متن گفتگو بدین شرح است:

سلام‌علیکم
چندی است مباحثی در مورد اجاره رحم و تبعات فقهی آن در رسانه‌ها مطرح می‌شود و نظراتی در این رابطه  ارائه می‌گردد. مرکز خبر حوزه، در نظر دارد در راستای آگاهی بخشی و پاسخ به شبهات موجود در این باره نظر حضرت عالی را منعکس کند، لذا تقاضا می‌شود نظر فقهی خود را درباره سئوالات زیر مرقوم بفرمایید.

پیشاپیش از عنایات معظم له کمال تشکر و امتنان را داریم.                    
1-آیا اجاره رحم جایز است؟
2-آیا اجاره رحم موجب محرمیت می‌شود؟در صورت محرمیت، با چه گروه‌هایی محرم می شود؟
3-آیا اجاره رحم موجب جاری شدن احکامی مثل ارث برای اجاره دهنده، اجاره کننده و فرزند می‌شود یا نه؟                                                       
پاسخ حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
باسمه تعالی
ج1. اجاره رحم در صورت لزوم، اشکالی ندارد
ج2. زنی که رحم خود را اجاره داده است، نسبت به آن فرزند، حکم مادر رضاعی دارد و تمام احکام مادر رضاعی نسبت به او و شوهرش جاری می‌شود.
ج3. حکم ارث بین آن زن و شوهر با فرزند جاری نمی‌شود.
همیشه موفق باشید .
ناصر مکارم شیرازی

نظر آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی

قرار دادن نطفه (منى) مرد اجنبى در رحم غير زوجه او جايز نيست ولو توسط شوهر خودش تلقيح واقع شود. ولى اگر عصياناً اين عمل انجام شود زنى كه اين بچه از او متولد شده مادر اين فرزند و صاحب نطفه شرعاً پدر او محسوب است و همه احكام نسب بين آنها جارى است.

نظر آیت الله سید صادق حسینی شیرازی


بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم

جواب: جايز نيست مگر صاحب رحم در آن حال زوجه باشد و لو به عقد منقطع چنانچه شرائط جمع باشد.

  13/جمادى الآخرة/1431 هـ

حضانت طفل با کدام مادر است؟

بر اساس مقررات جاری کشور ایران فرزند تا 7سال متعلق به مادر است و در آغوش او پرورش می یابد و رحمی که جنین را رشد می‌دهد مادر محسوب می شود. در نتیجه مادر می‌تواند حضانت طفل را تا موعد قانونی بر عهده بگیرد حتی اگر قراردادی فی‌مابین موجود باشد.

قانون نحوه اهدای جنین

قانون اهدای جنین یا اهدای گامت به زن و شوهر نابارور در 29تیرماه 82 مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در هشتم مرداد 83 به تایید شورای نگهبان رسید . به موجب این قانون کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون نسبت به انتقال جنین های حاصل از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها( هریک به تنهایی یا هر دو ) به اثبات رسیده است اقدام کنند . به این ترتیب که جنین متعلق به یک زن و شوهر بارور را از طریق تلقیح خارج از رحم یک زن بارور قرار می دهند تا به طور طبیعی به حیات خود ادامه دهد و پرورش پیدا کند و متولد شود.

تقاضای جنین اهدایی باید مشترکا” از طرف زن و شوهر متقاضی فرزند تنظیم و تسلیم شود و دادگاه در صورت احرازشرایطی مجوز دریافت جنین اهدایی را به این زن و شوهر می دهد تا صاحب فرزندی شوند.

از نظر حقوق قضایی بایستی  نکات زیر از جانب محاكم قضایی مورد رسیدگی قرار گیرد:

اول:‌ بایستی احراز شود كه زوجین محجور نیستند.

دوم:‌ زوجین دارای محكومیت جزایی مؤثر به علت ارتكاب جرایم عمومی نباشند و دارای صلاحیت اخلاقی باشند.

سوم: زوجین بایستی تابعیت جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند.

چهارم: احراز اعراض (سلب مالکیت) صاحبان جنین كه مستلزم رسیدگی و احراز قصد صاحبان جنین می باشند و احراز عدم باروری زوجین متقاضی.

البته قانونی که در این زمینه تدوین شده به کلیات موضوع پرداخته اما اینکه شناسنامه این کودکان به نام چه کسی باید صادر شود و همچنین موضوع ارث این کودکان با مشکل مواجه است
پنجم: هدیه گرفتن جنین در حكم تعهد بر حضانت قانونی و پرداخت نفقه طفل حاصله می‌باشد.

ششم: مقررات فرزند خواندگی به طفل حاصله جاری خواهد شد و از نظر مقررات، تابع قانون حمایت از كودكان بی‌سرپرست مصوب 1353 می‌باشد.

هفتم: از نظر مرجع صالح رسیدگی، محاكم خانواده محل سكونت زوجین، مرجع صلاحیت‌دار خواهد بود وخارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی صورت خواهد گرفت و عدم تایید صلاحیت زوجین قابل تجدید نظر می باشد بنابراین آرای صادر شده در خصوص موضوع، قابل پژوهش است.

هشتم: اجرای این طرح نیازمند آیین نامه است كه بایستی از جانب وزارت دادگستری و بهداشت و درمان و آموزش پزشكی تهیه و تنظیم گردد.

وظایف و تکالیف زوجین

وظایف و تکالیف زوجین اهداء گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است .

نتیجه:

در حال حاضر اصل قضیه در مورد اهدای جنین از طریق رحم اجاره ای از نظر قانونی پذیرفته شده و مشکلی در این زمینه وجود ندارد البته قانونی که در این زمینه تدوین شده به کلیات موضوع پرداخته اما اینکه شناسنامه این کودکان به نام چه کسی باید صادر شود و همچنین موضوع ارث این کودکان با مشکل مواجه است و هنوز در این زمینه قانون وارد جزئیات نشده و موضوع را به صورت روشن و صریح تدوین نکرده است.با طرح عمومي‌تر موضوع رحم اجاره‌‌اي و بررسي محافل علمي و فقهي در اين زمينه، آيت‌الله مكارم شيرازي از مراجع برجسته تقليد، در فتواي تازه‌‌اي، رحم اجاره‌اي را موجب محرميت دانستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 10:6  توسط محمد  | 

آه ای ایرانی (ماجراهای من و وب دار)

وب ـ دار: اونایی كه وب ... مى خوان و voice يا وب يا تلفن دارن پيغام بِدن 
م : سلام 
خوبى
وب ـ دار: اصل (یعنی خودت رو معرفی کن)
م: من  ... از تهران
گقتى وب سك سى ميدى؟
وب ـ دار: ok 
تو چى دارى؟
م: يه دل پر غصه!
وب ـ دار: :(
وب ـ دار: منظورم وب؟
م: اگه وب و voic و عكس نداشته باشم 
وب ـ دار: خوب teleto بده (یعنی تلفن)
م: مثل اینکه آتشت تنده؟
وب ـ دار: ohom
م: فقط به سكس فكر ميكنى؟
وب ـ دار: چه کار می كنى
م: اما تو هنوز هيچى از خودت بهم نگفتى
وب ـ دار : من پدرام 
۲۶ ساله از تهران 
م: چى کاره هستی آقا پدرام
وب ـ دار: بيكارم
م: چقد درس خوندى
وب ـ دار: فوقو تازه تموم كردم 
ادامه ندادم
م: فوق ديپلم؟ 
چه رشته اى
وب ـ دار: عزيزم 
فوقِ ليسانس
م: اهان چه خوب:)
وب ـ دار: مهندسى سازه های آب
م: چه رشته خوبى
وب ـ دار: ميخواى باهم حرف بزنيم؟ 
تلفن ميدى؟
م: بذار تا زياد با هم پيش نرفتيم يه چيزى رو بهت بگم تا اگه به توافق رسيديم ادامه بدم 
ببين من در شرایطی ام كه نميتونم هيچ كدومِ اينايى كه ميگى رو بدم
يعنى از طرف پدر مادرم تحت کنترلم
م: اگه با چتِ خالى ميتونى
که اوکی اگه نمی شه هم که هیچی
وب ـ دار: تو چه کاره ای؟ 
م: من دانشجو هم
وب ـ دار: كجا؟ 
كدوم یونى (یعنی کدوم دانشگاه)؟
م: آزاد
وب ـ دار: من 
سراسرى
م: چه جالب  منم يه دوست داشتم سراسری زنجان بود اما کلاساش تهران تشكيل ميشد 
شهر  گاوازنک  بود
وب ـ دار: من بايد با تو حرف بزنم 
حد اقل voice
م: مگه الان حرف نميزنى:)
وب ـ دار: اينجورى نه 
اينجورى بهم حال نميده

م: پس فقط برا حالش چت ميكنى نه
وب ـ دار: نه 
آمدم يكى و پيدا كنم 
آخه الان hote hotam

م: الان ... ؟
وب ـ دار: آره
  ohom
 
م: از وقتی با من حرف زدى ... يا قبلشم ...؟
وب ـ دار: بود 

م: خود ارضایی هم ميكنى
وب ـ دار: مجبورم بعضى وقتها
 
م: تو سكسم داشتى پس درسته؟
وب ـ دار: اره

وب ـ دار: جواب منو نداديا
م: چى
وب ـ دار: من بايد با تو حرف بزنم
م: پس ميتونى دنبالِ كس ديگه اى بگردى:(  
وب ـ دار: :(
م: فقط به ۲ تا سوال جدى من جواب ميدى خواهش؟
وب ـ دار: بگو
م: حاضرى با کسی كه قبلا وب سكسى ميداده ازدواج كنى؟
وب ـ دار : نُچ
م: حتى اگه به خودت داده باشه
وب ـ دار : نو
وب ـ دار : البته به خودم فقط چرا
م: فرض كن با يكى ازدواج كنى بعدش يه روز كه رفتين سر زندگى تو لپ تاپش ببينى idsh همون id يى هست كه سالها با تو سكس چت ميكرده
م: چه حسى بهت دست ميده
وب ـ دار : بده
م : اين مظلومیت  دخترا رو ميرسونه نه ؟
...
م: يه سوال ديگه بپرسم جواب ميدى
وب ـ دار : بگو
وب ـ دار : قبلش بگو تا الان شده به كسى شارژ موبایل بدى و به قولش عمل كُنه و وب ... بده؟
وب ـ دار : تا حالا واسه كسى شارژ نگرفتم  
م: ميخوام بگم برا يه دختر عادی خیلی سختِ كه احساس به فروش رسيدن بکنه و اينو هر کسی نميتونه راحت بفهمه
وب ـ دار: من ميفهمم
م: ميخوام بدونم وقتی شارژ ایرانسل ميدى و وب سكسى ميگيرى یا بالعکس چه احساسى بهت دست ميده؟
وب ـ دار : نميدونم
م: تو رو خدا راستش رو بگو ها
وب ـ دار: تا حالا اينكارو نكردم
م: خوب حاضر كه هستى بكنى درست؟
وب ـ دار : نو 
اصلا
م: يعنى بدت مياد ؟ يا ميترسى
وب ـ دار : بدم مياد
وب ـ دار: حس ميكنم گداى
م: همينو ميخوام بدونم
م:وقتی  از يه کسی تقاضای وب سكسى ميكنى 
سوء تفاهم نشه برات هاجدا ميخوام بدونم 
احساست بهت چى ميگه؟
م: حس نميكنى اين راهش نيست؟
وب ـ دار : نكردم
 
(مدتی مکث)

م: ظاهرا ميخواى برى   دنبالِ يه سوژه ی ديگه 
عيب نداره هر جا خواستى برو  فقط همين و برام جا بنداز و برو خواهشاً 
تو خودت اينجورى كه وب ... بدى به مردم 
ارضا ميشى؟
وب ـ دار : اره
م: اصلا هم احساس بدى ندارى
م: يا احساس کسر شان ندارى؟
(سکوووووووووووووووووووووووووووووووووووت می کند و جواب نمی دهد)
م: ممنون
م: كارى ندارى
وب ـ دار : نه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 14:21  توسط محمد  | 


m فقط وب سكس ميخواى؟
mammhj: چند سالتِ؟
م_mm101: چيز ديگه اى ميخواى بدى ؟
م_mm101: 27
م_mm101: چيز ديگه اى ميخواى بدى ؟
mammhj: چت
mammhj: ازدواج نكردى ؟
م_mm101: نه
م_mm101: اصل بده
mammhj: ۲۹ ف ته
م_mm101: مجردى ؟
mammhj: اره
م_mm101: به جاى وب چى ميخواى بدى ؟
mammhj: چند كلمه حرف
mammhj: نميشه؟
mammhj: اصل؟
mammhj: چى kareii ؟
mammhj: چى درس خوندى؟
م_mm101: نيما
م_mm101: 27
م_mm101: ته
م_mm101: ليسانسِ عكاسى
mammhj: چه رشته خوبى
م_mm101: الان هم عكاسِ modelam
م_mm101: قربونِ شما
mammhj: كجا كار ميكنى؟
م_mm101: تو يه atelie ولى بيشتر آزاد
mammhj: يه چند تا سوال بپرسم جواب ميدى نيما جان؟:)
mammhj: ناراحتت نمى كنه؟
م_mm101: اگه بتونم اره چرا جواب ندم
mammhj: اگه يه دخترى مى اومد تو روم و به هر كى شارژ ميداد بهش وب سكسى ميداد
mammhj: تو با اون دختر حاضر بودى ازدواج كنى؟
mammhj: و اگه اون وب سكس و به خود تو داده بود چى ؟ حاضر بودى با همون دخترى كه به خودت وب سكسى midaade شارژ ميگرفته ازدواج كنى؟
م_mm101: وب دادن به نظرِ من چيزى نيست كه جلويى ازدواج بتونه بگيره به نظرِ من صداقت مهمتر
mammhj: پس حاضر بودى؟
م_mm101: ميگم كه بستگى به adamesh درِ ولى وب دادن باعثِ ازدواج نكردن نبود
mammhj: تو تا به حال سكس داشتى؟
م_mm101: اره
mammhj: چند بر حدوداً
م_mm101: ۱۰ - ۱۵ بر
م_mm101: او چى ؟
mammhj: خوب waqti ازدواج كنى تصميم دارى به زنت بگى؟
mammhj: نه من ان
م_mm101: اره
م_mm101: ميگم
م_mm101: دوست ندارم دروغ تو زندگيم باشه
mammhj: تصميم دارى دختر بگيرى يا open؟
م_mm101: فقط انسانيت سرش بشه
م_mm101: open يا غير openesh مهم نيست
mammhj: حالا يه سوال ديگه بپرسم ؟:)
م_mm101: حتما
mammhj: waqti ميرى تو rooma aagahi ميدى كه وب سكسى ميخواى ...
mammhj: چه حسى بهت دست ميده؟
م_mm101: راستش رو بخواى هيچى
م_mm101: فقط سرگرمى
م_mm101: وقت gozarondan
م_mm101: تا حالا كسى پيدا نشده كه بتونه erzam كُنه
mammhj: ببين چون تو تحصيل kardeii
mammhj: جدان اين moamma رو ميخوام برام حال كنى :)
mammhj: باور كن اينو جدى miporsama
mammhj: به نظرت
mammhj: چرا ايرانيا تو rooma اين aagahi ها رو ميدن؟
mammhj: آخه تو roomaye خارج از اين خبرا نيست
م_mm101: دو دست هستن
م_mm101: يه عده مثل من برا وقت gozaroni
م_mm101: يه عده هم از بس كه hashariano جايى ندارن كه خودشونو ارضا كنن
mammhj: به نظرت taqaazaye اينكه از يه sokhtar taqaazaa كنيم shalwaresh و جلو كامپيوتر در بياره
mammhj: و andaame tanasolish رو از طريق دوربين نشون بده
mammhj: raweshe خوبى برا ارضا شدن هست؟
mammhj: دختر*
م_mm101: به هر حال كاملا زنده است
م_mm101: البته بستگى درِ كه تو اين كار وارد باشه يا نه
mammhj: يعنى حرفى ندارى به زن و بچه اينده ات بگى كه قبلا
mammhj: تو روم چنين taqaazaii از زنا داشتى؟
mammhj: منظورم اينه كه اين روش و كلا aberoomandaane ميدونى؟
mammhj: :-/
mammhj: برم؟
mammhj: جواب ميدى؟
mammhj: :)
م_mm101: bebakhashid
م_mm101: رفتم تا دم در
mammhj: ok
م_mm101: به نظرِ من اين چيزا فقط وق تا
م_mm101: gozarondane
م_mm101: چيز عجيبى نيست
mammhj: پس حرفى ندارى مثلا پدر مادرت
mammhj: يا بچه حت در آينده
mammhj: يا حتى نوه هات بدونن
mammhj: ؟
م_mm101: نه
م_mm101: من آدمِ بعضى هستم
م_mm101: اين چيزا به نظرِ من tabos
mammhj: خوبه خيلى هم ممنونم كه جوابمو ميدى
م_mm101: خواهش
mammhj: خوب باز هستى اما رك جواب نِميدى
mammhj: نميشه با بله و نه جواب بدى؟
م_mm101: خواستم مفصل جواب داده باشم
م_mm101: ok با بله و نه جواب ميدم
م_mm101: بپرس
mammhj: مثلا يه روز كه پير شدى
mammhj: حاضرى به نوه حت بگى ميرفتى تو روم و از خانم ها ميخواستى andaame tanasolishoon رو بهت از پشت نت نشون بِدن؟
م_mm101: اره
mammhj: و كلا حس ميكنى اين راه درستى هست برا ارضا شدن؟
م_mm101: نه
mammhj: خوب من همين و ميخوام
mammhj: ميخوام بدونم بد از انجامِ اين كارا حس پوچى بهت دست نميده؟
م_mm101: نه زياد يه taimie كه گذشته
mammhj: ok
mammhj: raabeteat با مسئولينِ keshwaret چجورى؟
م_mm101: چطور
م_mm101: ؟
mammhj: كلا
م_mm101: من زياد با اين نظام موافق نيستم
mammhj: شايد بهتر باشه بهت tahsilatamo بگم
mammhj: تا يكم بهتر بفهمى چرا اينا رو ميپرسم
mammhj: من دانشجوى rawanshenasiam
م_mm101: ok
م_mm101: من زياد با اين نظام موافق نيستم
mammhj: rabetat با دين چه جورى؟
م_mm101: بدك نيست
mammhj: مثلا نماز مى خونى؟
م_mm101: اره
mammhj: قبول دارى اين سكس هاى بى qaa عده
mammhj: از نظرِ دينى مجاز نيست؟
م_mm101: لطفا وارد اين maghole نشو
mammhj: :) چشم
mammhj: تا haminjasham ممنون
mammhj: خيلى خوب و منطقى همفكرى كردى باهم
م_mm101: خواهش
م_mm101: او بگو
م_mm101: تا حالا سكس داشتى ؟
mammhj: نه
mammhj: نداشتم
م_mm101: ب-)
م_mm101: بى خيال
mammhj: :) باور كن نيما جان
م_mm101: گقتى ۲۹ سالتِ
م_mm101: مگه ميشه
mammhj: خوب فشار داشته برام
mammhj: اما peyesh نبودم
م_mm101: اين يه نياز
م_mm101: نكنه مريضى
م_mm101: مشكلى چيزى
م_mm101: :->
mammhj: اره اگه تا ۳۵ سالگى طول بكشه اين يه marizie قبول دارم
م_mm101: تا ۲۹ salegiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
م_mm101: آدم سكس نكنه
mammhj: خوب چى كار كنم:(
م_mm101: ؟
م_mm101: vaghtaii كه هوس ميكنى چكار ميكنى ؟
mammhj: mmmmmmmmmmm
mammhj: خوب
mammhj: تا خود erzaii پيش رفتم
mammhj: اما بيشتر نه
م_mm101: چه جورى خود erzaii ميكنى ؟
mammhj: :-p
mammhj: با دست
mammhj: اين كه ديگه سوال نداره
م_mm101: raveshai ديگه اى هم هست
mammhj: مثلا فرو كردن؟
mammhj: نه
mammhj: من اهلش نيستم
م_mm101: نه
mammhj: چى پس
م_mm101: مثلا با پر
م_mm101: آهسته رو سينه هات حركت بدى
mammhj: =p~:))
م_mm101: و رو اونجا
mammhj: تو رو خدا hawasam ننداز
mammhj: يه دفعه ديدى كردم ها
م_mm101: خوب ديگه
م_mm101: باعثِ خير ميشم
mammhj: نه
mammhj: من تا الان سعى كردم خيستن دار باشم
م_mm101: اى بابا
م_mm101: تا حالا شبها لختِ لخت خوابيدى ؟
mammhj: اره
mammhj: اما wasatesh بيدار شدم
م_mm101: چرا ؟
mammhj: وز waas
mammhj: نميدونم
mammhj: بى لباس اصلا خوابم نمى باره
mammhj: مگه تو تونستى؟
م_mm101: اره
م_mm101: شايد برا اينه كه هوس ميكنى
mammhj: نه
mammhj: اصلا اذيت ميشم بى لباس
م_mm101: معمولا تو خونه چى tanete
م_mm101: ؟
mammhj: ها ها ها
mammhj: چى بگم والله
mammhj: ساده ميپوشم
mammhj: خيلى خيلى ساده
م_mm101: مثلا ؟
mammhj: boliz دامن
mammhj: shalwar
mammhj: تاپ
م_mm101: تاپ و هستم
mammhj: ...
mammhj: :د
mammhj: اتفاقا من كمتر ميپوشم
م_mm101: اندام او سكسى
م_mm101: ؟
mammhj: هى
mammhj: نسبتأ
م_mm101: saizet چنده ؟
mammhj: =))
mammhj: ميدونستم
mammhj: qad
mammhj: وزن
mammhj: سايز سينه
mammhj: اين ۳ تا رو mahaale يه پسر naporswe
mammhj: شما هم koshtin ما رو با اين ۳ سوال tekraritoon
mammhj: 60
م_mm101: soalaie mohemie خوب
م_mm101: من چكار كنم
م_mm101: نگفتى ؟
mammhj: 60
mammhj: 165
mammhj: 65
mammhj: خوب ببين
mammhj: من ميخوام برم با ejazat
mammhj: من كلا سكس mehware زندگيم نيست
mammhj: اما از gape doostaneii كه باهم زديم لذت بردم
mammhj: ممنون
mammhj: :)
م_mm101: راستى
mammhj: طرزِ فكر هر دو مون هم qaabele احترام

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 16:19  توسط محمد  | 

آه ای ایرانی (ماجرا های من و پرهام)

محمد: سلام
پرهام: سلام
پرهام: دخترى؟؟؟
محمد: فقط اگه دختر باشم جوابمو ميدى؟
پرهام: نه
محمد: پسرم 

محمد: و ميدونم كه برات سختِ با يه پسر حرف بزنى
پرهام: اى بابا 
نه بخدا 

محمد: خوب پس خيلى ممنون :) دو سه تا سوال بپرسم  جواب ميدى؟
پرهام: اره بپرس  در خدمتيم
محمد يكى اينكه تحصیلاتت چيه
پرهام: من ليسانسِ رشته الكترونيك و رباتیکم
 
محمد: باریکلا . حدسم ميزدم كه تحصيل كرده باشى که جوابمو دادی اصلا
پرهام :
محمد: خوب برا اين كه واضح تر بتونى به سوالم جواب بدى . و منظورمو از سوالایی كه ميپرسم بگيرى . منم می گم تحصیلاتم چيه
منم دانشجوى روانشناسی هستم 
و فقط يه سری سوال مهم دارم
پرهام: جانم؟
محمد: ميخوام بدونم وقتی شارژ ایرانسل ميدى و وب سكسى ميگيرى چه احساسى بهت دست ميده؟
پرهام: يه چيز بگم؟؟
محمد: بگو
پرهام: من امروز واسه اولين بار اومدم چت
اين كاره هم نيستم
پرهام: ولى گاهی اوقات خيلى بهم فشار مياد 
آدمی ام كه نه دوستِ دختر دارم و نه ميخوام داشته باشم 
ولى بعضى اوقات دیگه نميشه جلوى خودمو بگيرم
محمد: :)
 اولا ازهمکاریت خيلى ممنونم
پرهام: خواهش ميكنم
محمد: ثانیا پس يعنى ميخواى بگى كه خودت هم احساس ميكنى كه اینکارا روش زيبايى برا ارضا شدن نيست؟
پرهام: به هيچ وجه نیست
اصلا
پرهام: ولى ۶ يا ۷ ماه يكبار اينطورى می شم 
دیگه هم نمی تونم كاريش كنم
محمد: ميشه بگى چند سالتِ؟
پرهام: ۲۲ 
محمد: ميدونى ... تو تمام روم ها از اين آگهى ها خيلى زياد شده . به نظرت چى باعث رخ دادن اين وضعیت شده؟
محمد: به نظرت مسبب اين وضع و اوضاع كيه
پرهام: اولين نفر خود آدمِ 
ميگن هر وقت انگشتِ اشاره تقصيرى سمت كسى گرفتی ۳ تا انگشت سمتِ خودته
پرهام: بعد از اون 
فکر می کنم جامعه و از این چیزا
محمد: ممنون
محمد: (اين سوال ها ديگه سوال اصلى من نيست ، اگه علاقه ندارى ميتونى جواب ندى ، مزاحمت نميشم)
محمد: اما دوست دختر دارى
پرهام: نه ندارم
محمد: خود ارضایی چى ؟ ميكنى؟
پرهام: ۶يا ۷ ماهى اگه نتونم جلو خودمو بگیرم آره
محمد: ازدواج چى ...؟ به نظرت چطوره؟ خوبه ؟
پرهام: آره
پرهام: عالیه ولى خوب بايد موقعیتش باشه 
اگه ازدواج باشه دیگه اين برنامه ها از بين ميره
محمد: پول نیست ؟ يا دختر مورد پسندت نيست ؟ 
پرهام: پول هم عاليه. ولى به اندازش و درست
به قول آقاى ho0orayi پولم يكى از نعمتای خداست.
محمد: میونت با مسئولينِ كشور و اوضاع سياسى كشور چجورىه
پرهام: من زياد وارد سياست نميشم سرم تو كاره خودمه
محمد: نماز مى خونى
پرهام: areeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
پرهام: حتما
هميشه مسجد ميرفتم 
ولى الان يه ۱ ماهيه زدم جاده خاكى
پرهام: نمی دونم چه مرگمه
پرهام: ببين من نمی دونم شما كى هستين
پرهام: ولى بزار یه چیزی بگم
پرهام: من ۲ سال پيش
محمد: :)  بفرمایین
پرهام: بورسیه شدم برا دانشگاه santa calara
پرهام: رفتم و اومدم
۴ ماهه اومدم
الان دارم دانشگاه تدريس ميكنم
پرهام: نماز مو می خونم
همه كارمو انجام ميدم  ولى بعضى وقتها خيلى سختم ميشه الانم ىه ۱ ماهيه نمی دونم چه مرگم شده
محمد: قبول دارم . من خودمم هم سنه شما بودم
 
پرهام: ولى نمی دونم چم شده
محمد: ممنون از جوابایی كه دادى
پرهام: خوشحال شدم 
  :-*
محمد: يه سوال ديگه هم ميخوام بپرسم
محمد: ممكنه؟
محمد: اگه يه دخترى بود كه شارژ ميگرفت و وب سكسى ميداد 
تو حاضر بودى با اون دختر ازدواج كنى؟
پرهام: نه
محمد: حتى با همون دخترى كه به خودت قبلا وب سكسى ميداده ؟؟
پرهام: می دونم چى می خوای بگى
محمد: فرض كن ازدواج كردى و بعدا تو lap topesh همون id اى رو ديدى 
كه سال ها باهم سكس چت ميكردين
محمد: چه حسى به اين دختر دارى؟
پرهام: كاملا حق با شماست
محمد: :)  البته من در صدد القا كردن چيزى نيستم 
خوب ممنون از لطفت
پرهام: اددتون ميكنم
محمد: منم خوشحال ميشم
پرهام: فدات
پرهام.: كارى ندارين فعلا؟؟؟
پرهام: من دیگه بايد برم 
محمد: ممنون و خدا نگهدار
پرهام: به اميدِ ديدار
   نامبرده پس از قطع گفتگو مدتها انلاین ماند و نرفت.  چند شب بعد در یک روم دیگر در حالیکه مشغول دادن آگهی سکسی بود  یافت شد... 
او که این بار  با یک آی دی ناشناس روبرو شده بود تمایل خود به سکس چت را نشان داد و دیگر از عجله برای به رفتن خبری نبود ...   

پرهام: از خانوما هركى مى خواهد با وب ..مو .. بيارم براش پيغام بده
mj : اوکی
پرهام: ای اس ال (مشخصاتت چیه؟)
mj : یعنی می خوای وب بدى؟
پرهام: اره
پرهام: ولی باید ...م  كنى
mj : حالا  
اما چه جورى 
پرهام : وب دارى؟؟ 
mj : نه من وب و voice نمى تونم بدم
mj : معلومه حسابى ... نه
پرهام: بلللللللللللللللللللللللله
پرهام: خب ...م كن دیگه
mj : خب...
akhe
طفلكى 
naziiiiiiiiiiiiii
پرهام: حال نمیدی
mj : فدات
 
پرهام: aaahh
...
پرهام: بذار ..ى ..هات
mj : داری... ؟...
mj : خودمونيم چه عجله ای ...
mj : راحت شدى حالا یعنی؟ 
mj : الو هستى يا رفتى
mj : الو كجايى 
mj : لابد الانم santa calara هستی هان .....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 16:20  توسط محمد  | 

مظلوم وانمازا غریب وانمازا

گفتم :
به خاطر دارم روزى را که از اتوبوس براى خواندن نماز پياده شديم . اما من تقريبا تنها كسى بودم كه در نمازخانه بودم !!!! بقيه نمازشان را در نهار خورى خواندند!! گويي خدايشان شکمشان بود و پرستيدن اين خداچيزي نبود جز خوردنِ گوشتِ مرغ و کباب کوبيده...     احساس کردم فرق هندیان گاو پرست با ایرانیان گاو پرست در این است که آنان گاو را می پرستند و اینان گاو را می خورند و می شوند!!
 گفت :
يه دختر صاف و ساده اي توو دانشگاهمون داشتيم هر وقت با دوست پسرش قهر مي كرد  نماز مي خوند و روز ه مي گرفت و خلاصه التماس خدا كه  پسره رو بهش برگردونه
هر كي نماز مي خوند رو هم به همون چشم نگاه مي كرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 14:15  توسط محمد  | 

آه ای ایرانی (وب سکس می دم)

mj: سلام
آرش: hi
mj: تو روم نوشته بودی که وب سکس ميدى . بله؟
آرش: اره
mj: خوبه
آرش: ای اس ال؟ 
 mj: از تهران هستم ...
آرش: وب يا voice دارى؟
mj: نوشته بودى از خانم ها كى وب سكسى مى خواهد
نه؟
آرش: اره
mj: من وب و voice نميتونم بدم 
mj: من از طرف پدر مادرم تحت نظرم 

آرش: تحت نظر؟
mj: اره
mj: و پى سكس هم نيستم اينو از همين الان گفته باشم كه بعدا نگى بد قول بود:)
آرش: صيغه چى ؟
mj: نه
mj: فقط يه گفت و گوى خودمونى در حد چت
آرش: ok
آرش: هستم
mj: با سوال پيچ شدن چطورى؟
آرش: موافقم
mj: سكس داشتى؟
آرش: نه
mj: جدى؟
mj: مگه چند سالتِ؟
آرش: 25
mj: اگه يه دخترى مى اومد تو روم و به هر كى شارژ موبایل ميداد بهش وب سكسى ميداد 
تو با اون دختر حاضر بودى ازدواج كنى؟
آرش: بستگى داره
mj: اگه اون وب سكس رو به خود تو داده بود چى ؟ حاضر بودى
با همون دخترى كه به خودت وب سكسى می داده و شارژ ميگرفته ازدواج کنی؟ 

آرش: تا حالا بهش فكر نكردم
ولى فكر نكنم حس جالبى باشه 
مقوله ی سكس خيلى واسم پیچیدست
mj: ميدونم
آرش: نميدونم چم شده
mj: يه سوال ديگه
mj: وقتی ازدواج كنى تصميم دارى به زنت بگى؟ 
كه سكس داشتى 
و بگى كه مى امدى تو روم وب ... ميدادى؟
آرش: سكس كه نداشتم
آرش: وب ... دادن هم لزومى نداره بهش بگم
mj: پس نمگى نه
آرش: به نظرت اگه بگم اون چه برداشتى نسبت به من ميكنه
mj: خوب تقریبا معلومه
آرش: من تصمیم گرفتم زن نگيرم
mj: چرا خب؟
آرش: نميدونم ولى ديگه به تنهايى عادت كردم
آرش: همه جور به هم ريختم
mj: يه چيزى ميگم
mj: ميخوام خيلى عمیق جوابمو بدى باشه؟:)
آرش: ok
mj: وقتی ميرى تو چت رومها آگهی ميدى كه وب سكسى ميدى .... 
چه حسى بهت دست ميده؟ نسبت به خودت چه حسى دارى
آرش: از خودم حالم بهم ميخوره
آرش: چون واقعا اینكاره نيستم
آرش: ولى از نظرِ روحى داغونم
آرش: خيلى احتياج به سكس دارم
mj: چى می کشتت به اين كار؟
آرش: افكارِ مزخرف
mj: خود ارضایی هم ميكنى؟
آرش: اره
آرش: بعضى وقتها
mj: اونوقت چه احساسى نسبت به خودت دارى؟
آرش: اون موقع كه دوست دارم زمين دهن وا كُنه برم توش 
ولى با اين حال بازم اين كار و ميكنم
بعضى وقتا چنان فشارى بهم مياد كه ميخوام خودمو بکشم
mj: يه روز كه پير شدى 
حاضرى به نوه هات بگى مي رفتى تو روم و به خانم ها ميخواستى 
وب سكسى بدى؟
آرش: نه خوب
mj: به نظرت چرا كشورِ ما به اينجا رسيد؟
آرش: واسه خودم هم سوال
آرش: شايد سنِ ازدواج رفته بالا
آرش: ولى فكر نكنم اينم باشه
mj: تو رومای کشورای ديگه این کارا اینقد زیاد نيست ها 

آرش: ميدونى چيه
تو كشورهاى ديگه اين كارا عادیه
mj: میونت با مسئولينِ كشور چجوره؟
آرش: نظرِ خاصى ندارم
mj: با دين چجورى؟
آرش: از خدا خيلى ميترسم
mj: نماز مى خونى مثلا؟
آرش: ميخوندم 
تا پارسال
mj: قبول دارى اين وب سكس هاى بى قاعده از نظرِ دينى مجاز نيست؟
آرش: اره خوب
mj: پس چطور ميشه كه بازم ادامه ميدى؟
آرش: آخه هميشه كه اينجورى نيست
شايد ماهى يه بار بيايم
mj: به نظرت مسبب اين وضعیت كيه؟
آرش: هر كسى مسئول كارهاى خودشه
آرش: تا خودمون نخوایم هيچ كسى نمى تونه كمكى بهمون بكنه

mj: چرا ازدواج نميكنى؟
آرش: نميدونم چرا
به نظرم هيچ كسى تو اين روزگار نمى تونه به كسى دل ببنده
عشقها الكى شده 

mj: ببين يه سوال
آرش: بله
mj: راه حال اين وضعیت چيه 

آرش: سوال خيلى سختیه
آرش: يه فضا كه کنترلی به اون صورت روش نميشه 
جوون ها هم كه قيد و بندى واسه خودشون قائل نيستن
mj: راستى تو  تحصیلاتت چيه؟
آرش: ترم آخرِ الكترونيك هستم
mj: به بابا چه رشته خوبى
mj: كدوم دانشگاه؟
آرش: ...
mj: آزاده؟
آرش: نه 
سراسرى
mj: بابا پس يه مهندسى هستى برا خودت ها
آرش: چه عرض كنم
آرش: شما  تحصیلاتتون چيه
mj: اتفاقا سوال خوبى پرسيدى 
شايد بهتر باشه بهت بگم
تا يكم بهتر بفهمى چرا اينا رو ميپرسم 
من دانشجوى روانشناسیم
آرش: حدس زدم 
mj: از كى ؟
آرش: از اون موقع كه پرسيدى با سوال پيچ شدن چطورى
mj: معلوم باهوشی
mj: پس گقتى 
به زنِ اينده ات نميخواهى بگى كه اهلِ سكس چت بودى درست؟
آرش: گفتم كه زن نمى گيرم
mj: آخه اين كه نشدنىه
آرش: چرا
mj: از زنا بدت مياد؟
آرش: بدم كه نمى آد 
ولى فكر ميكنم كه نتونم با كسى باشم
mj: فكر ميكنى خودارضایی و سكس چت تو اين كه نمى تونى با كسى ارتباط ِ پايدار بر قرار كنى موثر باشه؟
آرش: شايد اينطور باشه
mj: تا به حال چقد وب سكس دادى
آرش: خيلى كم
mj: به دختر؟
آرش: نميدونم 
از انور خبر نداشتم
mj: دقيقا همين مهمِ
mj:  تویی كه از اونور خبر ندارى
چه فرقی برات ميكنه كه يه نفر کیلومترها اون طرف يه چيزى رو صفحه computeresh بياد كه مالِ تو باشه
mj: از اين كه اندام تناسلى تو رو يكى اون دور دورا ببينه لذت مى برى؟
آرش: نه 
آرش: هيچ توجيهى واسه اين كار نيست
mj: پس چى تو رو وادار ميكنه به اين کار؟ 
آرش: گفتم كه بعضى وقتها ذهنم به حدى درگير ميشه كه واقعا عصبى ميشم
شايد اگه مثل بقيه خودمو ارضا ميكردم اينجورى نمى شد
 
mj: ميخواى كمك كنم؟
آرش: چه كمكى ؟
mj: كه بتونى اگه بخواى
آرش: اره
mj: فقط قبلش بازم سوال
mj: فرض كن این طرف اینترنت خواهرت یا مامانت نشسته بود
mj: يا اينكه اصلا نه از پشت نت 
اصلا همينطورى
مگه تو نميخواهى از سر نیکوکاری، به دختراى مردم اندام تناسلی خودتو نشون بدى ؟
 خب چراغی كه به خانه رواست ...... به مسجد حرام است
mj: اگه خواهرت يا مادرت بگه اندام تناسلیت رو بهمون نشون بده 
نشون ميدى؟
آرش: جوابش معلوم 
احتياجى به گفتن نيست
mj: صريح بگو تا روت اثر بذاره
آرش: نه
آرش: naaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
mj: مگه اونام دختر و زن نيستن؟ 
با خانومایی كه تو چت روم نشستن چه فرق ميكنن مگه؟
آرش: حق با تو ا
mj: خوب آقای مهندس . آخرين سوال و بعدشم اون كمك
آرش: ok
mj: به عقیده ی خودت
عورت نمایی ميتونه يك اختلال باشه؟ يا اين كارى كه شما ها ميكنين يه كاره كاملا طبيعى ایه؟
آرش: طبيعى ؟
معلوم كه اختلاله
آرش: معلوم كه بى شرمیه
آرش: معلوم كه با هيچ منطقى جور در نمى آد
mj: خيلى خوب
mj:موفق باشى آقاى مهندس
mj: :)
mj: و اما اون توصيه هه
mj: شما پسرا بر خلاف دخترا، ذهنِ تون خیلی کلاس بندى نمى كنه  
و ميتونين روى يك چيز تمركز كنين 
و اين كمكه برا ترك اين افكار 
mj: (زنا ميتونن به چند چيز در يك زمان فكر كنن)
آرش: اره ميدونم
mj: برا ترك افكارِ مزاحم . ذهنت رو به درس و ورزش و کار مشغول كن
mj: و شعار : تو همين لحظه  به خودت بده 
يعنى تا هوس فلان كار رو كردى
به خودت بگو . تو همين لحظه فكرم رو به چيز ديگه اى مشغول ميكنم
نگو بعدا 
به خودت بگو همين الان
اگه همين طوفان فكرى رو خوابوندم ، يه قدم جلو ام

mj: و به ازاى هر بار كه تونستى تو همون لحظه فكرتو به چيز ديگه اى مشغول كنى
به خودت پاداش بده
آرش: حرفهاى جالبىه
mj: ضمنا اينو بدون كه به فكر ميشه دستور داد
mj: خوب ... راه ها زياده اما من ديگه حال ندارم  و همچنین سواد
آرش قول ميدم كه اين كار و بكنم
mj: فعلا 
آرش: ممنونم
مرسى كه وقتِ تو در اختیارم گذشتى
mj: راستى 
يه وب سكسى بهم ميدى؟
آرش: الان وقت كارى كه شما گقتى
آرش: دستور به ذهن
mj: : باریکلا آقاى مهندس
آرش: ممنونم ازتون
mj: و نيز  مهارت نه گفتن
موفق باشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 0:37  توسط محمد  | 

آه ای ایرانی(ماجراهای من و صدف)

m: سلام
sadaf: hi
sadaf: شما خوبى؟ 
 m:ممنون
m: منو كه يادت هست
sadaf: تازگى چت كرديم فقط اينو ميدونم
m: اهلِ كجايى 
m: خوب من قصد بدى ندارم ها و فعلا مزاحمت نميشم
sadaf: مهدیه
sadaf: اراك
20 ساله
m: منم تهران ۲۷ م
sadaf: چى كاره بودى؟
m: دانشجو
m: ميدونى من اينجورى معذب هستم
نميخوام مزاحمت شم ممنون كه تا همينجا جوابم رو دادى چون گفتى مشغول هستى  بعدا اگه افتخار بدى دوست دارم حرف بزنم باهات
sadaf: احتمالا تا ۱۱:۳۰ اونلاینم
m: خوب از خودت بگو
زياد چت ميكنى كلا يا كم؟
sadaf: كم
چون وقتش نيست 
بيشتر با دوستم می رم اين ور اون ور
م : درسها چطور پيش ميره صدف : سخت و سنگین
m: تو تنهايى و غربت تهران اذيت ميشى نه 
:-/
sadaf: نه
نه غربت دارم اينجا نه تنهام
m: پس چى؟
sadaf: قدر دنیا رو ميدونم عمر ما کوتاست
m: باریکلا
خوش به حال شوهر آیندت جدا هم يه زنِ شاعر گيرش اومده هم خنده رو
خيلى اهلِ خنده ای؟
sadaf: فرصت واسه غصه زيادِ
m: يه چيزى جدى بگم؟
:)
m: چه راحت تونستى باهام ارتباط بر قرار كنى
انگار هنوز تو وسط گرفتاریای يه زندگى گير نكردى
m: چه راحت تونستى منو مثل يه همسایه ی دیوار به دیوار که بیست ساله با هم آشنان بپذیری
sadaf: خنده ى تلخ من از گريه غم انگيز تر است
m: ميخوام تجسمت كنم
اگه درست حدس زدم بگو 
sadaf: من شاد نيستم زياد
m: يه دختر بازیگوش
كه زود مى خنده
sadaf: اولين چيزى كه همه تو چهرم ميبينن
m: زود انس ميگيره
m: ورجه وورجه ش زياده
 اهلِ اينكه كنج خونه بمونه نيست  :) 
m: قدر جوونیت رو بدون حسابى منو ياد جوونی خودم انداختی
sadaf: چرا ما آدمها بايد همش دنبالِ غم باشيم آخه
يه بار كه بيشتر عمر نمى كنيم 
بذار اين يه بارش خوش باشه
اون ور كه عمرا خوش باشيم
m: اونور ؟
 مگه آدمِ بدى هستى؟
sadaf: اره خوب
m: چرا؟
sadaf: همه گناه دارن
sadaf: منم مثل بقیه
sadaf: دل خیلیا رو شکوندم 
m: خوب تو در عوض جوونى مونده تا گناهات سنگين شه
sadaf: غیبت خیلیا رو كردم
 دروغ زياد گفتم 
هوار زياد كردم سر مامانم 
بسه ديگه
m: مامانت رو پس دوست دارى هان؟
sadaf: دوست
تا دلت بخواد
m: من زمستون كه ميشه
m: وقتی برف همه جا رو سفيد پوش ميكنه غصه ميخورم
sadaf: چرا؟
m: ميگم حيف اين برفِ ناز و پاك و سفيدِ كه تا ۳ -۴ روز ديگه
قرار يه تيكه هاییش آب شه
يه تيكه هاییش كثيف شه
ماشينها بيان از روش رد شن
sadaf: خوب اين و واسه من مثال زدى كه بفهمم؟
sadaf: فهميدم
merc
m: ميترسى ازم؟
sadaf: ترس چی؟
m: كه مثلا بخوام مخت و بزنم
sadaf: نه 
زده نميشه مخم تا نخوام 
m: باریکلا
m: يعنى تا الان شده كه خودت بخواى؟
sadaf: اره
واسه شيطونی
sadaf: بد مخِ طرفو آب كش كردم و خنديديم
m: كيا بودن مثلا
sadaf: دوستِ دوست پسر دوستم
sadaf: همچين  زدم براش كه هنوز دنبالمه
 >:)
m: پس خواهان زياد دارى نه
sadaf: نه
sadaf: هيچ کس واسه خودم نمى خواد منو 
همه مى خوان ... بزنن كه ........
m: توام قبول ميكنى؟
...
sadaf: هيچ كجاى دنيا تو اولين ديدار از طرف سكس نمى خوان 
حداقل بعد ۱ ماه 
sadaf: ولى تو ايران اصلا طرفو نمى خوان
فقط دنبال سکسن
m: يعنى ميخواى بگى تا الان نداشتى؟
sadaf: معلوم داشتم!
sadaf: به هر كس كه دلم بخواد رو ميدم
به خيلى ها هم نه
m:
sadaf: جنبه طرف خيلى مهمِ
m:من از اوناییم كه ميدى يا از اونا كه نِميدى؟
sadaf: فعلا نظرى ندارم 
m: فقط يه چيزى رو بگم :P
sadaf: چى
m: اصلا پى سكس كردن نیومدم چت 

sadaf: من بايد برم
m: باشه
sadaf: کافی نت رو دارن ميبندن
m: يادت مياد گقتی رفته بودى ذرت بخرى
یه پسر اومد دنبالت؟
sadaf: اره
m: و بعد از كلى دعوا
با هم دوست شدين
sadaf: آره
m: بعدش گفتی که اين دومین كسى بود كه باهم سكس داشتين چون نفر اولیه امکان ازدواج نداشت و داشت عاشقت می شد و تو هم عاشق اون شده بودی و از مجبوری با هم خدا حافظی کردین.
sadaf: اره يادمه
sadaf: خوب من برم  اين خانمِ در اومد
m: باشه
m: اما بازم اصلِ داستانت رونيم كاره گذاشتیا
sadaf: فعلا تا بعد آقا محمد خان
m: رسيد بوديم تا اونجا كه بارون بود
 و ماشين عرق كرده بود
m: پس بعدا بهم ميگى؟:) 
sadaf: اگه يادم بمونه 
باى
@}؛-
----------------------------------
روز بعد:
m: سلام صدف خانم
:)
m: مزاحم نباشم
sadaf: سلام
m: :) باشه 
عيب نداره
sadaf: خوب 
چى كارا ميكنى؟ 
ميگذره؟
m: ميگذرونيم
m: پس من چت كنم باهات يا نكنم؟
sadaf: چى دوست دارى تو؟
m: خوب حدس بزن
sadaf: حدسم نمياد !!
mammhj: چند تا پسر سراق دارى كه دوست نداشته باشن با دختر چت كنن
sadaf:   
اتفاقا چند نفرو میشناسم!
 
sadaf: بهشون ميگن gey اصولا
m: ههههههه 
 حالا با كى دارى چت ميكنى؟
sadaf: يه دوست
m: پسر؟
sadaf: جك گقتى
sadaf: معلومه دیگه
m: :)) با هم چى مى گين
sadaf: داره از كسى كه دوست دارِ ميگه
دختر داییشه
m: پس قصه هیجانیه 
sadaf: ولش کرده 
الان با يكى ديگه نامزد
sadaf: اينم حرص می خوره 
m: سختِ
sadaf: اره
sadaf: كم كم دارم از دختر داییش دورش ميكنم
m: و لابد به خودت می کشونیش هان ؟:P
sadaf: نه
بهش ميگم داداشى
m: پس معلوم دختر مهربونى هستى
 دلداريش ميدى نه
sadaf: اره ديگه 
يه چيزى تو همين مايعها واسه خودم پيش اومد بود
m: گفته بودى
 همون كه شرايط و تمکن ازدواج نداشت و اجبارا باهات خدافظى كرد؟
sadaf: اره
m: اين داداشیه رو از رو مهربونى دلداريش ميدى یا سرگرمی؟
يعنى از رو خوش قلبی یا وقت گذرونی؟
sadaf: يعنى چى سرگرمی
m: خوب آخه بعضى ها كلا چت ميكنن كه سرشون گرم باشه
sadaf: از خيلى قبل چت ميكنيم با هم
 من ۵ شبه دارم وقت ميذارم براش كه درد دل کنیم با هم 
وگرنه خيلى خسته ام
m: باركلا
sadaf: قبلش رفته بودم والیبال
sadaf: الان داغونم اگه برام مهم نبود نمیومدم
m: خيلى مهربونى
sadaf:مرسی
m: راستى اگه منم شكستى تو زندگيم خورده بودم  جلسه ی دلداری برام می ذاشتی؟
sadaf: تو چت اره
m: :*
 آفرين
sadaf: بوس نفرست
m: چرا؟
بدت مياد؟
sadaf: اسلام ميره تو خطر خوب
m: خوب اون كه بله
 اما اينو تو ميگى؟
 من يه چيزى رو نفهميدم
m: تو از یه طرف ميگى با يکی سكس دارى 
از اين طرف ميگى اینجوری
sadaf: بسته به موقعيت رنگ عوض ميكنم
mj: خوب كلا حالا چقد به دين اعتقاد داری؟ 
sadaf: زياد
mj: باریكلا
sadaf: بنظرم همه چيز جاى خودشو دارِه
mj: کلا مواظبِ خودت باش 
ما پسرا هم خيلى قابل اعتماد نیستیما 
sadaf: ميدونم
sadaf: يه روده راست تو شکمتون نيست
mj: دختر به اين دست گلى
mj: من فقط تو يه چيز موندم
sadaf: ؟
mj: لابد ميتونى حدس بزنى
sadaf: اره
mj: پس باهوشم هستى
sadaf: چون اونم يه نياز بود تو تنم
sadaf: بجاى خود ارضایی کردن . اون کارو كردم
sada: سكسم كه كردم هيچ مشکل دينى نداشته
mj: اين مشكلِ دينى نداشته يعنى چى
sadaf: صيغه
mj: آفرين
sadaf: چرا اينجورى شدی؟
mj: وقت واسه توضيح اش زياده
sadaf: ميشنوم
mj: اول یه سوال
mj: و الان يه سوال ازت بپرسم ، احتمالا همون جوابى رو ميدى كه حدس ميزنم

sadaf: اوکی
mj: شده گاهى با خودت بگى ايكاش سكس نكرده بودم؟
sadaf: اره
من كنترل ميكنم 
ولى وقتی ببينم واقعا ديگه نميشه ميگم بهش.
sadaf: :-/چقدر عجيبى تو
mj: عجيب ترم ميشم :)

mj: برام جالبه كه به هر حال نگرانِ حدود دینیش هستى
sadaf: بايدم باشم
sadaf: خدايا
sadaf: خيلى سوال می پرسی ازم
mj: :( شرمنده
sadaf: ولى هنوز نگفتى چرا آفرینت غم داشت
sadaf: جواب بده
mj: باشه
mj: اما آخه هر چیزی رو نميشه با كلمات بيان كرد كه 
 احساسم اينو بهم گفت
mj: گفت يه دست گلى رو تصور کن
sadaf: خوب
mj: كه افتاده دست ما پسرا
sadaf: خوب
mj: همين
mj: كلا اميد ورم اون آقا هه قدر تو رو بدونِ
sadaf: كاش بدونِ
mj: گقتى ۳۶ سالش بود؟
sadaf: نه ه ه ه ه ه ه ه ه ۳۳ 
mj: دوستشم دارى؟
sadaf: نه
sadaf: خسته شدم
mj: از حرف زدن با من؟  :)
mj: ببخشيد 
sadaf: از اين همه سوال
mj: شرمنده ام
sadaf: مثل جلسه مصاحبه واسه كاره
mj: اما به هر حال صدف خانومم
mj: تو يه دختر ۲۰ ساله ای
sadaf: من صدف نيستم
mj: مرواریدی ميدونم 
mj: بله همانطور كه گقتى صدف بودن برا تو كمِ
mj: تو ۲۰ سالتِ
sadaf: اى بابا
mj:  فقط ميخوام بگم كه كلا مواظبِ خودت باش
mj: ما مردها رو فقط خدا ميشناسه
sadaf: اره
sadaf: فقط مردها نيستن
sadaf: ديگه به هيچ كس نميشه اعتماد كرد
mj: بعدش به شوهر آينده ت تصميم دارى بگى كه قبلا رابطه داشتى
sadaf: نه
sadaf: نميگم
mj: خوب ... ميخواى چه كنى ؟
sadaf: دارمش
mj: باریکلا 
sadaf: تو اون حد عميق سکس نمى كنم
mj: خوبه
sadaf: ... كاره شوهر 
mj: خوب خيالم راحت شد
sadaf: خيال تو
sadaf: مگه بابامی ؟!!
m: خوب بدت مياد يكى نگرانت باشه
sadaf: نه
mj: بعدشم تو مگه مامان اون پسره ای که الان دارى دلداريش ميدى
sadaf: عجيبی تو 
mj: :)
mj: عجيب ترم ميشم
mj: خيلى خيالم و راحت كردى
mj: سعى كن يه جورى هر طور هست خودت و كنترل كنى
mj: ميدونم كه سختِ
mj: بلاخره منم پسرم
mj: نه تنها سختی ش رو حس ميكنم بلكه معتقدم خویشتنداری برا ما سخت ترِ
sadaf: ديگه......
mj: سعى كن مثل يه دسته گل 
كه هستى و شكّى درش نيست 
به دست شوهرت برسى
sadaf: چشم
sadaf: @}؛-@}؛-@}؛-@}؛-@}؛-@}؛-
sadaf:خب
sadaf: جناب عجيب خان
mj: عجيب تر خوانم ميشم
sadaf: كارى بارى؟
mj: ميخواى برى؟
sadaf: نه
sadaf: بی افم (دوس پسرم) مى خواهد بياد چت
sadaf: نميتونم همزمانی كنم
sadaf: :))
mj: اهان يعنى همون كه گقتى؟
sadaf: اوهوم
mj: خوش باشين
sadaf: چيه
mj: حالا كه حلال هست بهش نگو bf
sada: آدمِ بدیم به نظرت؟
mj: نه اتفاقا خيلى خوب و دوست داشتنى هستى
sadaf: من هميشه سعی كردم كسى ازم عیب نبينه 
mj: خيلى خوبه
mj: تو میونه ت با مسئولين ِ سياسى كشور چه جوره؟
sadaf: خوب نیست
mj:
mj: خيلى برام جالبه
mj: كه با اين حال كه از اينا بدت مياد
mj: اما اهلِ نماز و اين حرفهايى
sadaf: چه ربطى داره 
mj: برا همينه كه من وقتی به اين دختر پسرايه جوون كه با دل پاک پاك 
با هم لاس ميزنن و دل ميدن قلوه ميگيرن 
ميرسم
غم دلمو ميگيره
mj: ميگم آخه اين طفلکیامگه چى ميخواستن  
كه بايد گناهكار فرض شن
mj: و فلان آقایون بهشتى باشن
mj: مثلا يكيش همون دوست پسر اولی خودت
mj: اگه فقط يه ذره كسى بود بهش ميرسيد
mj: شايد با هم ازدواج كرده بودين نه؟
sadaf: مهم نیست
sadaf: اين دنياى امروزِ ماست
mj: خوب حالا جواب اين عكس رو  گرفتى يا نه؟
mj: =((
sadaf: اره
mj: خوش باشيد
mj: ديگه ما از سكه افتاديم
mj: من الان چى كار كنم راحت ترى 
برم 
يا چت كنم 
sadaf : يه شب ديگه 
mj: راحت باش 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 0:26  توسط محمد  | 

eror

eror

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 20:16  توسط محمد  | 

error

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 19:12  توسط محمد  | 

آسمان آبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 20:53  توسط محمد  | 

یارب مددی کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 0:5  توسط محمد  | 

ایده گرفته از یک کامنت

ایده گرفته از یک کامنت :

فقط بگم که : دیگه خیلی بدم اومده از این روش کهنه که تا یه عمل بد از ایرانیا سر میزنه  می گیم:

 

 _ اینا نماینده ی ایران نیستند .

 

وقتی افغانیا و طالبانیا آدمکشی می کشن می گیم :

 

_ اینا نماد شرق و اسلام نیستند.

 

وقتی سیاستمدارامون دزد ازآب درمیان میگیم:

 

_اینا نماد یه سیاستمدار حقیقی نیستند.

 

لابد وقتی هم که  نمایندگان مجلسمون کار انجام نمی دن می گیم:

 

_اینا نمایندگان ما نیستند!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 20:2  توسط محمد  | 

بازگشتی دوباره

با سلام بالاخره پس از مدتهای مدید . یک سری به این وبلاگ زدم بزودی انشاالله وسعت بیشتری به کار می دهم .می گن در نوشتن برخی وقایع اصطلاحی هست بنام تک گویی نمایشی . این اصطلاح را چون باهاش آشنایی کافی ندارم نمی‌خواستم استفاده کنم ولی خب، اسمش همینه. اونایی که داستان‌های ارنست همینگوی را خوانده اند میگن که یکی از زاویه‌دید‌های داستانی این نویسنده، همین «تک‌گویی نمایشی» هست. زبان این نوع داستان‌ها دارای گوینده نیست؛ یا بهتر بگیم دارای گوینده‌ی جاندار نیست. انگار که یک دوربین کار گذاشته‌اند و این دوربین همه چیز رو به ما نشان می‌ده. دوربینی که هیچ احساسی نداره، هیچ حرفی از خودش نمی‌زنه، از هیچ کس تعریف نمی‌کنه و بدِ هیچ کس را هم نمی‌گه. احساسات نداره و جوگیر هم نمی‌شه!

زبان بسیار خوبی است و بهتر از دیگران می‌تواند خیلی از مسائل را بیان کند. البته اگر خودمان را نخواهیم گول بزنیم باید اقرار کنیم که این دوربین هم بین چیزهایی که می‌شود دید، انتخاب می‌کند و این خودش نوعی انتخاب واقعیت است. ولی به هر حال زبانی است که به بی‌طرفی خیلی نزدیک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط محمد  | 

سرود های عربی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:57  توسط محمد  | 

یک عکس جالب از رییس جمهور وقت

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:42  توسط محمد  | 

شمع خاموش

ل

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:32  توسط محمد  | 

شیعه نیوز

توجه فرمایید:  لطفا برای ترویج هر چه بیشتر مکتب حقه تشیع سایت خبری شیعه نیوز را به دیگر دوستان خود نیز معرفی کنید . از توجه شما سپاسگزاریم ...

شیعه نیوز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 20:37  توسط محمد  | 

حق پیروز است

بسم الله الحمن الرحیم

قل لا یستوی الخبیث و الطیب و لو اعجبک کثرت الخبیث

کم بودن تعداد و نفرات و در اقلیت بودن .دلیل بر حقانیت طرف مقابل نیست .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 23:27  توسط محمد  |