بازگشتی دوباره
با سلام بالاخره پس از مدتهای مدید . یک سری به این وبلاگ زدم بزودی انشاالله وسعت بیشتری به کار می دهم .می گن در نوشتن برخی وقایع اصطلاحی هست بنام تک گویی نمایشی . این اصطلاح را چون باهاش آشنایی کافی ندارم نمیخواستم استفاده کنم ولی خب، اسمش همینه. اونایی که داستانهای ارنست همینگوی را خوانده اند میگن که یکی از زاویهدیدهای داستانی این نویسنده، همین «تکگویی نمایشی» هست. زبان این نوع داستانها دارای گوینده نیست؛ یا بهتر بگیم دارای گویندهی جاندار نیست. انگار که یک دوربین کار گذاشتهاند و این دوربین همه چیز رو به ما نشان میده. دوربینی که هیچ احساسی نداره، هیچ حرفی از خودش نمیزنه، از هیچ کس تعریف نمیکنه و بدِ هیچ کس را هم نمیگه. احساسات نداره و جوگیر هم نمیشه!
زبان بسیار خوبی است و بهتر از دیگران میتواند خیلی از مسائل را بیان کند. البته اگر خودمان را نخواهیم گول بزنیم باید اقرار کنیم که این دوربین هم بین چیزهایی که میشود دید، انتخاب میکند و این خودش نوعی انتخاب واقعیت است. ولی به هر حال زبانی است که به بیطرفی خیلی نزدیک است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط محمد
|
